رایزنیها
درباره وضعیت
ایران؛ از
تماس ترامپ و
اردوغان تا
گفتوگوهای
پزشکیان و
عراقچی با
همسایگان تماس
تلفنی دونالد
ترامپ و رجب
طیب اردوغان –
آرشیو در حالی
که تنشها
پیرامون
ایران افزایش
یافته، نشانههایی
از تحرکات
دیپلماتیک
فشرده و
رایزنیهای
پشتپرده
میان
بازیگران
منطقهای و
بینالمللی
دیده میشود.
نهاد ریاستجمهوری
ترکیه اعلام
کرد رجب طیب
اردوغان، رئیسجمهور
ترکیه، و
دونالد
ترامپ، رئیسجمهور
ایالات
متحده، در
تماس تلفنی
درباره آخرین
تحولات دوجانبه،
منطقهای و
بینالمللی
گفتوگو کردهاند. با این
حال، جزئیات
این تماس
منتشر نشده و
کاخ سفید نیز
تاکنون
توضیحی ارائه
نداده است. این تماس
در شرایطی
انجام شده که
همزمان،
مجموعهای از
تماسها و گفتوگوهای
موازی میان
مقامهای
جمهوری
اسلامی و
کشورهای
همسایه گزارش
شده؛ تماسهایی
که به نظر میرسد
در واکنش به
افزایش حضور
نظامی آمریکا
در منطقه و
هشدارهای
واشینگتن
درباره سرکوب
اعتراضات در
ایران صورت میگیرد. دونالد
ترامپ روز سهشنبه
۷ بهمن در
سخنرانیای
در ایالت
آیووا گفت: «یک
ناوگان
دریایی زیبا
هماکنون به
سمت ایران میرود؛
خواهیم دید.» روز
دوشنبه، همزمان
با ورود ناو
هواپیمابر و
ناوگروه ضربت
آمریکا به
خاورمیانه،
کاخ سفید به
صدای آمریکا
گفت که برای
رئیسجمهور
آمریکا در
قبال جمهوری
اسلامی «همه
گزینهها روی
میز است». این
اقدام بهعنوان
هشداری به
تهران برای
خودداری از
کشتن و اعدام
معترضان تلقی
شده است.
علاوه بر
ناوگروه،
آمریکا
جنگندههای
اف-۱۵ و اف-۳۵،
هواپیماهای
سوخترسان و
سامانههای
پدافند هوایی
اضافی را نیز
به منطقه اعزام
کرده است. یک مقام
کاخ سفید به
صدای آمریکا
گفت که ترامپ
«وضعیت ایران
را بسیار جدی
زیر نظر دارد»
و در صورت
ادامه اعدامها،
همه گزینهها
بررسی خواهد
شد. مایک
والتز نیز به
فاکسنیوز
گفت ارتش
آمریکا در حال
استقرار
تجهیزات است
تا رئیسجمهور
بتواند
«بهترین تصمیم
ممکن» را
بگیرد؛ اقدامی
که به گفته او
شامل حفاظت از
پایگاههای
آمریکا و
تضمین امنیت
اسرائیل است. همزمان،
حساب فارسی
وزارت خارجه
آمریکا در شبکه
ایکس نوشت: «ما
ایران را با
دقت زیر نظر
داریم. رئیسجمهور
ترامپ مرد عمل
است.»ß
آیا جمهوری
اسلامی فرومیپاشد؟ تحلیلهای
اخیر در
نشریات معتبر
غربی مانند
فارین افرز،
فارین
پالیسی،
نشنال
اینترست و
اکونومیست
نشان میدهد
که جمهوری
اسلامی ایران
پس از سرکوب
خونین
اعتراضات
سراسری، با
بحران وجودی
عمیقی روبهرو
شده است؛ مرگ
قریبالوقوع
خامنهای خلأ
قدرت ایجاد میکند،
و شرایط پنجگانه
انقلاب فراهم
شدهاند.
کارشناسان
هشدار میدهند
که هرچند حمله
نظامی آمریکا
میتواند
رژیم را
موقتاً تقویت
کند و
دموکراسی از
بیرون بعید
است، اما
انشعاب داخلی
ـ بهویژه
کودتای سپاه
برای نجات خود
ـ محتملترین
سناریوی
کوتاهمدت
است و میتواند
بهتدریج و
سپس ناگهانی
به فروپاشی
نظام منجر
شود، بدون
آنکه لزوماً
به دموکراسی
بیانجامد. ß
اختلال در
مسیر تکامل
جنبشهای
اجتماعی: زمانبندی
کنش جمعی، شوک
سیاسی و حذف
ساختاری «صدای
سوم» در پرتو
نظریات تیلی،
تارو و اولسون شیوا رها
ـ زمانبندی
نامناسب کنش
جمعی، در
ترکیب با قطع
ارتباطات و
ایجاد شوک
سیاسی، میتواند
مسیر طبیعی
تکامل یک جنبش
را از سازمانیابی
تدریجی به
واکنشهای
پرهزینه
منحرف کند. در
شرایطی که
ابزارهایی
چون اعتصاب در
حال تثبیت بهعنوان
زبان مشترک
اعتراض
بودند، کنشهای
ناهماهنگ و
شبانه، پنجرۀ
فرصت را محدود
کرده و میدان
را به نفع
نیروهای
سرکوب
بازتنظیم
کردندß.
ترامپ:
ناوگان عظیمی
در حال حرکت
به سوی ایران
است و آماده
انجام
مأموریت خود
با سرعت و
خشونت است رئیسجمهوری
ایالات متحده
روز چهارشنبه
هفتم بهمن
اعلام کرد که
ناوگانی عظیم
در حال حرکت
به سوی ایران
است و افزود
که این ناوگان
در صورت لزوم،
آماده انجام
مأموریت خود
«با سرعت و
خشونت» است. دونالد
ترامپ در پستی
در شبکه
اجتماعی خود،
تروث سوشیال،
نوشت که «این
ناوگان با
سرعت بالا و
با قدرت،
اشتیاق و
هدفمندی زیاد
پیش میرود.
این ناوگان
بزرگتر از
ناوگانی است
که به ونزوئلا
اعزام شد و ناو
هواپیمابر
بزرگ آبراهام
لینکلن در رأس
آن قرار دارد». او تأکید
کرد: «همانند
ماجرای
ونزوئلا، این
نیرو آماده
است، ارادهاش
را دارد و
توانش را دارد
که در صورت
لزوم، مأموریت
خود را با
سرعت و خشونت
انجام دهد». رئیسجمهوری
ایالات متحده
ابراز
امیدواری کرد
که ایران هرچه
زودتر «پای
میز مذاکره
بیاید» و درباره
یک توافق
منصفانه و
عادلانه،
بدون سلاح هستهای،که
به نفع همه
طرفین باشد،
مذاکره کند.
آقای ترامپ
یادآور شد که
زمان «در حال
سپری شدن است» و
«هر لحظه
واقعاً حیاتی
است!» او تصریح
کرد: «همانطور
که قبلاً به
ایران گفته
بودم: توافق
کنید! نکردند
و “عملیات چکش
نیمهشب”
انجام شد و
ویرانی
گستردهای در
ایران بهبار
آمد». رئیسجمهور
آمریکا هشدار
داد که «حمله
بعدی بسیار بدتر
خواهد بود!
نگذارید
دوباره چنین
چیزی اتفاق
بیفتد».
نهادهای
حقوق بشری
اعتراضات دیماه
را خونینترین
اعتراضات
تاریخ معاصر
ایران لقب
دادهاند عکس: SalamPix/ABACA/IMAGO هرانا:
هویت ۶۲۲۱ نفر
از جانباختگان
اعتراضات
تایید شده است "هرانا"
تعداد جانباختگان
تأییدشده در
اعتراضات را ۶۲۲۱
نفر اعلام کرد
و گفت هویت ۱۷۰۹۱
جانباخته
دیگر هنوز در
دست بررسی
است. نشریه
تایم پیشتر
گزارش داده
بود شمار جانباختگان
احتمالا به "۳۰
هزار" تن میرسد. خبرگزاری
حقوق بشری
هرانا طبق
تازهترین
دادههای
تجمیعی خود تا
پایان سیویکمین
روز از آغازاعتراضاتسراسری،
اعلام کرد که
مجموع جانباختگان
تاییدشده "به ۶۲۲۱
نفر رسیده است
که از این
تعداد ۵۸۵۸
نفر معترض، ۱۰۰
نفر کودک زیر ۱۸
سال، ۲۱۴ نفر
نیروهای
وابسته به
حکومت و ۴۹
نفر
غیرمعترض-غیرنظامی
هستند." بر اساس این
گزارش، تعداد
جانباختگانی
که این نهاد
حقوق بشری
هویت آنها را در
دست بررسی
دارد، در حال
حاضر ۱۷۰۹۱
نفر است. این
گزارش میافزاید
که مجموع
بازداشتها
به ۴۲۳۲۴ نفر
رسیده که از
این میان،
شمار مجروحان
با جراحت
شدید، ۱۱۰۱۷
نفر است.
همچنین تعداد
موارد پخش
اعترافات اجباری
از صداوسیما ۲۶۱
مورد گزارش
شده است. طبق گزارش
هرانا، ۱۱۰۲۶
نفر نیز به
نهادهای
امنیتی
جمهوری
اسلامی احضار
شدهاند. خبرگزاری
هرانا، ارگان
خبری مجموعه
فعالان حقوق
بشر در ایران،
با اشاره به
این که مجموع رخدادهای
اعتراضی ثبتشده،
در مجموع، ۶۵۶
مورد در ۲۰۱
شهر و ۳۱ استان
بوده، اعلام
کرد که در سیویکمین
روز از آغاز
اعتراضات، بازداشتهای
پراکنده و
گسترده ادامه
دارد. همچنین
نخستین
دادگاه مرتبط
با اعتراضات
دی ۱۴۰۴ در
ملارد برگزار
شده و گفته میشود
که کادر
درمان و
پزشکانی که به
معترضان مجروح
کمک کردهاند
همچنان تحت
فشارهای شدید
امنیتی هستند. در همین
راستا
خبرگزاری
آسوشیتدپرس
گزارش داده که
به دلیل قطع
اینترنت و
اختلال در
تماسها، این
خبرگزاری
نتوانسته است
به طور مستقل شمار
کشتهها را
ارزیابی کند. حکومت ایران
تعداد
معترضان کشته
شده را بسیار
کمتر و تنها "۳
هزار و ۱۱۷
نفر" اعلام
کرده و مدعی
شده است که ۲
هزار و ۴۲۷
نفر از آنها
غیرنظامیان و
نیروهای
امنیتی و بقیه
"تروریست"
بودهاند. مای ساتو،
گزارشگر ویژه
وضعیت حقوق
بشر در ایران،
بهتازگی در
گفتوگو با
شبکه خبری "ایبیسی"
گفت، گزارشهایی
دریافت کرده
که تعداد کشتهها
را تا ۲۰ هزار
نفر برآورد میکنند.
ساتو تأکید
کرد: «برای
بررسی اینکه
در ایران
جنایت علیه
بشریت روی
داده یا نه و
همچنین پیگرد
احتمالی علی
خامنهای
برای این
کشتار، باید
یک هیئت حقیقتیاب
مستقل در
ایران تشکیل
شود.»
ابوالفضل
قدیانی: خامنهای
مانند غریقی
است که به هر
حشیشی متوسل
میشود؛ اما
نجاتی نیست ابوالفضل
قدیانی، ۸۰ساله،
زندانی سیاسی ابوالفضل
قدیانی،
زندانی
سیاسی، در
نامهای از
بند ۷ زندان
اوین، علی
خامنهای را
مسئول مستقیم
کشتار
معترضان در
اعتراضات
سراسری علیه
جمهوری
اسلامی دانست
و سرکوب این
اعتراضات را
جنایت علیه
بشریت توصیف
کرد. قدیانی در
این بیانیه با
اشاره به صدور
فرمان «قتلعام»
معترضان از
سوی خامنهای،
تأکید کرد
آنچه در هفتهها
و ماههای
اخیر رخ داده،
فراتر از
سرکوب معمول و
یک «قتلعام
سازمانیافته
و بیسابقه»
با ابعادی هنوز
نامعلوم است.
او از شلیک
هدفمند به سر،
صورت و چشم
معترضان،
یورش نیروهای
امنیتی به بیمارستانها،
تهدید کادر
درمان و ربودن
مجروحان سخن
گفت و این
اقدامات را
نشانه
فروپاشی
اخلاقی و سیاسی
حاکمیت دانست. وی نوشت:
«ابعاد جنایت
ارتکابی توسط
آدمکشان علی
خامنهای که
نسبت به
معترضان و
مخالفان نظام
انجام شد، در
صد سال اخیر
بیسابقه است.» او افزود:
«خامنهای
مانند غریقی
است که به هر
حشیشی متوسل
میشود، اما
نجات برایش
ممکن نیست.
این رذایل اخلاقی
که ذات اوست،
دیگر کارکردی
برایش نخواهد داشت.
نظام فاسد
جمهوری
اسلامی در عرصههای
مختلف
فروپاشیده
است. این
حکومت
ویرانگر ولایت
مطلقه فقیه،
به زور
سرنیزه، ملت
ایران را به
گروگان گرفته
است.» این زندانی
سیاسی با خطاب
قرار دادن
نیروهای سرکوب،
از آنها
خواست سلاحهای
خود را زمین
بگذارند و
هشدار داد که
ادامه کشتار و
خشونت، مانع
فروپاشی
جمهوری
اسلامی
نخواهد شد. او
نوشت خامنهای
«مانند غریقی
است که برای
زنده ماندن به
هر خس و
خاشاکی چنگ میزند»
و بقای حکومت
را تنها با
دروغ، ارعاب،
سرکوب و خونریزی
ممکن میداند. قدیانی
همچنین
خواستار
تشکیل دادگاه
ویژه و پیگیری
عدالت بینالمللی
شد و تأکید کرد
آمران و
عاملان این
کشتار باید در
برابر ملت
ایران و جامعه
جهانی پاسخگو
باشند. او در پایان،
با ابراز
همدردی با
خانوادههای
جانباختگان
و زندانیان،
نوشت:
«پیروزی ملت
ایران نزدیک
است.»ß
Guernicaby Pablo Picasso 19ژانویه2026 مداخلهی
بشردوستانه و
مسئولیت
حفاظت گرِت
اوانز قتل عام و
پاکسازی قومی
ــ از آن نوعی
که در دههی
۱۹۹۰ در
رواندا و شبهجزیرهی
بالکان، و در
قرن بیستویکم
در دارفور،
سری لانکا،
لیبی و سوریه
رخ داد ــ
وجدانِ ما را
به شدت تکان
داده است. از
زمان وقوع
هولوکاست و
نسلکشی در
کامبوج، دنیا
به خوبی میدانسته
که این فجایع
چطور آغاز میشود
و شتاب میگیرد،
و بنابراین به
آسانی میشد
از بسیاری از
آنها
جلوگیری کرد.
این همان چیزی
است که عذاب
وجدانِ ما را
تشدید میکند.
هر چند سال یکبار
چنین فاجعهای
رخ میدهد و
دوباره
شرمسار و
سرافکنده میشویم
و قول میدهیم
که دیگر هرگز
اجازه
نخواهیم داد
که چنین فاجعهای
تکرار شود. سیاستگذاران
مدتها در خلأ
به سر میبردند
و بر سر هیچ
اصلی اجماع
وجود نداشت.
آنها نمیتوانستند
توافق کنند که
کشور مستقلی
که هیچ یک از
همسایگان یا
امنیت جهانی
را تهدید نمیکند
آیا باید در
امور داخلیاش
آزادی عملِ
کامل داشته
باشد یا نه؛
حتی کسانی هم
که به آزادی
عملِ کامل
قائل نبودند
دربارهی
قیدوبندها و
محدودیتهای
لازم اختلاف
نظر داشتند.
بر سر اینکه
کِی و کجا میتوان
علیه یک کشورِ
مستقل به
نیروی نظامی
متوسل شد هیچ
توافقی وجود
نداشت. اما
خوشبختانه اکنون
این خلأ برطرف
شده است. در
سال ۲۰۰۵،
سران بیش از
۱۵۰ کشور در
اجلاس جهانیِ
گرامیداشتِ
شصتمین سال
تأسیس سازمان
ملل به اتفاق آراء
بر سر اصلی
توافق کردند
که توضیح میدهد
که در چه
مواردی میتوان
در امور
داخلیِ یک
کشور مداخله
کرد و حتی به
قوهی قهریه
متوسل شد.ß
23. Januar 2026
https://t.me/TahlilZamane/104054 تحلیل
زمانه, [18 Jan 2026
um 14:59] آنان مردم
خود را نمی
کشند سعید
معدنی جامعه
شناس ۱۷دیماه ۱۴۰۴ جنایت
های
امپریالیسم
آمریکا نسبت
به سایر ملل
را میشناسیم.
آنها در جهت
تحقق منافع
ملیشان دهها
کودتای خونین
در سراسر جهان
انجام داده و
مردم سایر ملل
را غارت کرده
و کشور خود را
به توسعه و
پیشرفت
رساندهاند.
اما بندرت
اتفاق افتاده
که مردم خود
را بکشند. داستان
جورج فلوید که
یادتان هست.
یک جوان سیاهپوست
بهدست پلیس
کشته شد. چه
غوغایی در
کانال های تلویزیونی
و شبکههای
اجتماعی و
سراسر آمریکا
ایجاد شد. در
جریان حمله
انبوهی از
جمعیت معترض و
تسخیر مجلس (کنگره)آمریکا
در دوره نخست
ریاست جمهوری
ترامپ، که در
تاریخ آمریکا
بی سابقه بود
فقط یک معترض
کشته شد. آن هم
زنی بود که میخواست
وارد اتاق
نمایندگان
مجلس شود که
به ضرب گلوله
از پا درآمد.
البته چند
نفری هم بر
اثر فشار
جمعیت خفه
شدند. یک افسر
هم سکته کرد.
اما نکته
اساسی این است
که در جریان
این حرکت و
طغیان به این بزرگی
که قصد تسخیر
مجلس را داشت
فقط یک نفر کشته
شد! جنایات
اسرائیل علیه
مردم فلسطین،
غزه و بخشی از
مردم لبنان و
سایر
مسلمانان
جهان در ۷۰سال
گذشته رامی
دانید. شاید
جنایتکارترین
حکومت نسبت به
مردمان
کشورهای
همسایه خود
همین کشور
اسرائیل
باشد، اما این
حکومت با این
همه جنایات،
مردم خود را
نمی کشد، مگر
در موارد
بسیار
استثنایی.
جالب تر آنکه
اگر چه در
اسرائیل
قانون منع
اعدام وجود
ندارد اما در
تاریخ هفتاد
ساله این کشور
به دلیل حساسیت
بالای تشکل
های مدنی
اعدام صورت
نمیگیرد و
حتی برخی
مبارزان
فلسطینی که
دستگیر می
شوند و ار نظر
حکومت
تروریست
هستند باز هم
اعدام نمی
شوند. به همین
دلیل امثال
یحیی سنوار و
بسیاری دیگر
مبارزان
فلسطینی به
حبس طویل المدت
و یا حبس ابد
محکوم شده و
می شوند. هم
آمریکا و هم
اسرائیل
بیشترین
جنایت و کشتارشان
علیه دشمنان
شان را دارا
هستند. ولی مردم
خود را نمیکشند.
آنان در
جستجوی رفاه و
امنیت و توسعه
و پیشرفت مردم
خود هستند.
گاهی با خود
میگویم ما
مسلمانیم اما
آنها آیه قرآن
« أَشِدَّاءُ
عَلَى
الْكُفَّارِ
رُحَمَاءُ
بَيْنَهُمْ»
[بر كافران
سختگير [و] با
همديگر
مهربانند] را
بهتر از هر
کشور مسلمان
دیگری نسبت به
مردم خود اجرا
می کنند. همگان
میدانیم
اعتصاب جلیقه
زردها در
فرانسه ماهها
طول کشید
معترضان
بسیاری از
راهها را بسته
بودند و
تقریبا همه
امور کشور فلج
شده بود اما
تعداد کشتهها
آنقدر کم بود
که اصلا به
حساب نیامد.
فرانسویان با
تفنگ ساچمهای
جوانان شان را
کور نکردند.
آنان با سلاح
گرم به معترضان
حمله نکردند و
در زندانها
شورشیان
دستگیر شده را
اعدام نکردند.
زیرا میدانند
خشونت، خشونت
میآورد و اگر
حکومتی وارد
چرخه خشونت
شود، این چرخهی
شومِ بی پایان
تا آخر ادامه
خواهد داشت.
در جهان مدرن
کشتن مردم خود
توسط حکومت ها
یعنی پایان
راه صلح و
گفتگو. یعنی ایجاد
جامعه ناامن
با عقده های
فروخورده فراوان
و تکرار
اعتراض و
نارضایتی
مداوم. در
جریان جنبش
موسوم به جنبش
مهسا در سال ۱۴۰۱، وقتی
صبحگاهان
شنیدم که محسن
شکاری، ۲۲
ساله، اولین
جوان اعدام
شد. با خود
گفتم این حکومت
با خود چه می
کند؟ چرا
اینگونه به
کشتن خویش ایستاده
است؟! الان
عصر صفویه و
ناصرالدین شاه
نیست. اکنون
جامعه را جهان
ارتباطی،
فضای مجازی،
شبکه های
ماهواره ای،
اخبار و
پروپاگاندا
اداره میکند.
چرا حکومت به
این اشتباه
بزرگ دست زد؟
او فقط
خیابانی را
بسته بود به
باور حکومت
رعب ایجاد
کرده بود. آیا
از او و امثال
او که اکثرا
بیکار و بیآینده
هستند سوال شد
که چرا دست به
شورش میزنند؟
بی شک حکومت و
قدرت همیشه
فرصت اعدام آنها
را داشت. شاید
اگر آنها
اعدام نمیشدند
کمتر شاهد
حوادث تلخ و
غم انگیز
امروز بودیم.
حکومت های عقلانی
در عصر مدرن
با مردم شان
با تامل و صبر
و درایت رفتار
میکنند.
بسیاری از
حاکمان
کشورهای
توسعه یافته در
عصر مدرن مردم
خود را نمی
کشند.
چرا
گفتگوی ملی بر
سر بزرگترین
فاجعه سیاسی تاریخ
معاصر ایران؟ سعید
پیوندی پس از
زمانه سخت
سوگواری،
ماتم و اندوه
وصفناپذیر
باید به این
پرسش اساسی
پرداخت که بر
ما چه رفت و
چگونه این
کشتار
بیرحمانه
هزاران نفر در
خیابانها و
هولناکترین
و تلخترین
رخداد سیاسی
دوران معاصر
ایران شکل گرفت؟
آیا میتوان
گفت که جنبشهای
اعتراضی در
ایران صاحب یک
لیدرشیپ شدهاند؟
آیا آقای رضا
پهلوی میتواند
نقش یک رهبر
ملی و مورد
اعتماد همگان
که نوعی تفاهم
و همگرایی
جمعی در سطح
جامعه به وجود
آورد را ایفا
کند؟ پیآمدهای
این قتلعام
چه خواهد بود،
چه
دورنماهایی
وجود دارد و چگونه
جامعه از زیر
بار سنگین این
همه گلهای
پرپر شده کمر
راست خواهد
کرد؟ با خشونت
حکومتی چه
باید کرد و
جامعه از چه
ابزاری برای
دفاع از خود
برخوردار
است؟ آیا
رویکردها و
تاکتیکها
مناسب شرایط
بودند؟ این
پرسشها و دهها
پرسش دیگر این
روزها به گوش
میرسد و
موضوع بحثها
و جدلهای
فراوانی هم
شدهاند. ما
بیش از هر
زمان به جای
جدل کور و ویرانگر
پس از فاجعه
نیاز به یک
گفتگوی ملی
سنجشگرانه بر
سر "بر ما چه
گذشت؟" و "چه
باید کرد و نکرد؟"
داریم. بحث در
برنامه
رادیویی
پاراگراف اول
آقای محمد
ضرغامی در
رادیو فردا
مشارکتی است
در این گفتگوی
ملی. این
بحثها و پرسشها
نباید
کوچکترین
تردیدی
درباره نقش حکومت
دینی و
مسئولیت این
فاجعه بزرگ به
وجود آورند. برای
شنیدن این
گفتگو از لینک
زیر استفاده
کنید https://www.radiofarda.com/a/33656969.html کانال
شخصی سعید
پیوندی https://t.me/paivandisaeed
تمامیت
ارضی؛ نام
مقدس سرکوب ناصر
خورشیدی ـ
پرسش اصلی
دیگر این نیست
که چه کسی
شعار «تمامیت
ارضی» میدهد،
بلکه این است
که این شعار
در خدمت کدام
پروژه قدرت
است. وقتی این
مفهوم به پیششرط
هر گفتوگو
بدل میشود؛
وقتی حق تعیین
سرنوشت،
خودگردانی یا
بحث دربارهی
اشکال مختلف
همزیستی
سیاسی خط قرمز
اعلام میشود؛
و وقتی رسانهها
وظیفهی خود
را یکدستسازی
سیاسی میدانند،
با پروژهای
مواجهایم که
نه
دموکراتیک،
بلکه عمیقاً
اقتدارگرا و
سرکوبگر استß
22ژانویه2026 مهندسی
سکوت؛ قطعی
اینترنت در
ایران نیما
اکبرپور در
گفتگو با سپهر
عاطفی قطع
اینترنت در
ایران حالا
وارد هفتهی
سوم خود شده
است و بهتدریج
به بخشی قابل
انتظار از
سازوکار
سرکوب تبدیل
شده است. از
آبان ۱۳۹۸ تا
امروز،
اینترنت نهفقط
بهعنوان
ابزار
ارتباطی،
بلکه بهمثابه
میدان اصلی
نبرد بر سر
روایت، قدرت و
دیدهشدن عمل
کرده است. در
این گفتوگو
با نیما
اکبرپور، از
مسیر تاریخی
قطع اینترنت
در ایران شروع
میکنیم و به
این پرسش میرسیم
که چگونه
خاموشی
ارتباطات، هم
سرکوب را کمهزینهتر
میکند و هم
واقعیت را از
چشم جهان
پنهان. نیما
اکبرپور در
این گفتوگو
از «مهندسی
سکوت»،
اینترنت
طبقاتی، نقش
استارلینک،
مسئولیت شرکتهای
فناوری و
آیندهی
دسترسی به
اینترنت در
ایران میگوید؛
آیندهای که
بهزعم او، نه
صرفاً محصول
امید، بلکه
نتیجهی
روندهای
واقعی و
تغییرناپذیر
فناوری است.ß
رادیو
زمانه، پخش
رادیویی خود
را بار دیگر
آغاز میکند. هر شب از طریق
موج کوتاه در
باند ۴۹متر،
بر روی فرکانس
۵۹۰۰ khz از ساعت ۲۳:۳۰
تا ۰۰:۳۰
به وقت ایران. به ما کمک
کنید تا دیوار
سانسور را
بشکنیم و این
فرکانس و
اعلام را به
داخل ایران
برسانیم. بیایید
مطمئن شویم که
خبرهای درست،
روزانه به
اطلاع همگان
در ایران میرسد View
this email in your browser
تغییر زمین
بازی «گروههای
نیابتی»؛ جنگ
علیه مردم در
خیابانهای
ایران ۲۹/دی/۱۴۰۴ رادیو فردا یک
عضو گروه شبهنظامی
«حشد الشعبی»
عراق در کنار
عکس قاسم سلیمانی،
فرمانده
پیشین نیروی
قدس سپاه
پاسداران و
«پدرخوانده»
گروههای
نیابتی
جمهوری
اسلامی گزارشهای
متعددی از
مشارکت گروههای
نیابتی
جمهوری
اسلامی، در
سرکوب اعتراضهای
سراسری در
ایران منتشر
شده است؛
اعتراضهایی
که هفتم دی و
در واکنش به
سقوط شدید
ارزش پول ملی،
از بازار
تهران آغاز شد
و به سرعت به بسیاری
از نقاط کشور
رسید و فراگیر
شد. شعارها
در این اعتراضها
نیز از
مطالبات
اقتصادی
فراتر رفت و
به سوی خواست
سرنگونی
جمهوری
اسلامی و
همچنین حمایت
از شاهزاده
رضا پهلوی پیش
رفت. برخی
از گزارشها
از مشارکت
گروههایی از
جمله
«فاطمیون»،
متشکل از شبهنظامیان
شیعهٔ
افغانستانی،
«زینبیون»،
متشکل از شبهنظامیان
شیعهٔ
پاکستانی و
شماری از گروههای
شبهنظامی
شیعهٔ عراقی
در سرکوب
اعتراضهای
سراسری ایران
حکایت دارد؛
گروههایی که
جمهوری
اسلامی و بهطور
مشخص، نیروی
قدس سپاه
پاسداران،
برای نفوذ در
دیگر کشورها و
اجرای سیاستهای
جمهوری
اسلامی در
خارج از
مزرها، پایهگذاری
کرده و از آنها
حمایت میکند. یک
منبع آگاه
عراقی به
رادیو فردا
گفته که اعضایی
از گروههای
«کتائب حزبالله»،
«النجبا»،
«کتائب
سیدالشهدا»،
«عصائب اهل
حق»، «کتائب
امام علی» و
«انصارالله
الاوفیا»، طی
روزهای گذشته
برای دفاع از
جمهوری
اسلامی، به
ایران رفتند. پس
از اوج گرفتن
اعتراضهای
ایرانیان
نیز، ابو حسین
حمیداوی،
دبیرکل کتائب
حزبالله،
گروهی که از
سوی آمریکا
تروریستی
شناخته میشود،
در بیانیهای،
بر دفاع از
جمهوری
اسلامی در
ایران تأکید کرد.
او در این
بیانیه به
آمریکا هم
نسبت به حمله
به ایران
هشدار داد. انتفاض
قنبر، سخنگوی
معاون نخستوزیر
اسبق عراق که
ساکن ایالات
متحده آمریکا است،
در این باره
به رادیو فردا
میگوید: «به
من خبر رسیده
که جلسهای در
نجف میان
رهبران گروههای
مسلح از جمله
عصائب اهل حق،
کتائب حزبالله
و النجبا،
برای کمک به
نظام ایران
علیه مردمش برگزار
شد». او
با اشاره به
مشاهداتی از
عبور شبهنظامیان
تحت حمایت
تهران از عراق
به ایران گفت:
«شاهدان عینی،
چندین مورد از
عبور گروههایی
از جوانان به
خاک ایران به
بهانه زیارت گزارش
کردند. آنها
سوار اتوبوسهایی
بودند که بر
خلاف عادت،
آرم شرکتهای
گردشگری نداشت.
فقط جوان
بودند،
خانواده
همراه آنها
نبود. به
گفتهٔ شاهدان
عینی، ورود
این اتوبوسها
به خاک ایران
از چند گذرگاه
از جمله شلمچه
و زُرباطیه
ثبت شده است».
The Guardian: Iranians on a blocked street during
protests in Tehran.
Photograph: MAHSA/Middle East Images/AFP/Getty Images 20 ژانویه 2026 جز
جستجوی آزادی
راه دیگری نمیشناسیم
ــ نامهای از
تهران این
نامه را
یکشنبه ۲۱ دی
ماه برایت
نوشتم و حالا
که ده روز
گذشته در چند
دقیقهای که
به اینترنت
وصل شدم برایت
میفرستم.
خواستم
تصویری از این
روزها را در
کلمه بریزم تا
بخوانی و شاید
دوری را کمی
دورتر کنی.
این بار با
همهی آنچه
پیشتر تجربه
کردیم تفاوتهای
معناداری
دارد. *** مردم
در خیابان
نامی را صدا
میزنند که ۴۷
سال پیش از
کشور بیرون
رانده شده بود.
جمهوری
اسلامی ۴۷ سال
تلاش کرد این
نام را به ننگ
بدل کند و
نتوانست. جنبشهای
اجتماعی هم در
این سالها
تلاش کردند
جامعهی مدنی
بسازند ــ
کتابها
نوشتند که
خوانده نشد،
به زندانهای
طولانی رفتند
که چندان دیده
نشد و همهی
آنچه را در
چنته داشتند
پیش گذاشتند
که شاید روزی
از استبداد
خلاص شویم،
اما نشد که
نشد. حالا خشم
در دل مردم
چنان بزرگ شده
که دیگر نمیخواهند
مسیر آهسته و
پیوستهی
جنبشهای
اجتماعی را
پیش بگیرند و
از همین جامعهی
نحیف مدنی با
خطاب و عتاب
میپرسند که
چه کردید برای
ما. انواع
جنبشهای
زنان، کارگری
و دانشجویی در
این سالها
تلاش کردند،
اما در سایهی
سرکوب گسترده
اندک اندک
توان تشکلیابیشان
را از دست دادند.
در دههی ۱۳۸۰
توانسته
بودند کمی در
بین خودشان
شبکهسازی
کنند و ارتباطهای
بین آنها
گسترده بود.
در آن زمان
چندین تجمع
مشترک برای
روز جهانی زن
و روز جهانی
کارگر برگزار
کردند. اما
موج سرکوب،
چنان به دلشان
زد که بیشترشان
را به کشورهای
دیگر پرتاب
کرد. آنها هم
که ماندند از
حبسی به حبس
دیگر رسیدند.
آنچه به این
گروهها
بسیار آسیب
رساند، بیاعتمادی
به همرزمانشان
بود که از پی
هر بازداشت در
اتاقهای
بازجویی در
ذهنشان نشست. ß
چه
شد که «والاستریت
ژورنال» تجزیه
ایران را
فرصتی راهبردی
می بیند؟ سیاوش
قائنی انباشتِ
بحرانهای
خود ساخته
حاکمیت،
تجزیه ایران
را برای غرب
جذاب کرده است مقدمه روزنامهٔ
«والاستریت
ژورنال»، که
زیر نظر شرکت
رسانهای «
روپرت مردوک »
ـ سرمایه دار
رسانهای
راستگرا و
محافظهکار
با گرایشهایی
همسو با
دونالد ترامپ
ـ منتشر میشود،
در مقالهای
به تاریخ ۱۶
ژانویهٔ ۲۰۲۶، برای
نخستین بار بهصراحت
فروپاشی
ایران را نه
بهعنوان یک
تهدید، بلکه
بهمثابه فرصتی
استراتژیک
برای غرب
بررسی کرده
است. «شاید
ایرانِ تکهتکهشده
آنقدرها هم
بد نباشد.»
«مرزهای
این کشور
مصنوعی هستند
و فروپاشی آن
میتواند
منافع روسیه،
چین و دیگر
کشورها را به
چالش بکشد.» چنین
لحن صریح و
تحلیل
مستقیمی،
نشانهای از
تغییر گفتمان
رسانهای غرب
است؛ پیشتر،
بحث دربارهٔ
تکهتکهشدن
ایران عمدتاً
به اتاقهای
فکر امنیتی و
محافل تحلیلی
محدود بود و
رسانههای
جریان اصلی آن
را فرضی،
غیرعملی یا
حتی تابو میدانستند. آنچه
این بار
متفاوت است،
علنی شدن
تحلیل و بررسی
فواید
احتمالی
فروپاشی
ایران است.
ضعف داخلی
کشور، بحرانهای
اقتصادی و
اجتماعی و
نارضایتی
گسترده مردم
باعث شدهاند
که این موضوع
از حالت
محرمانه خارج
شود و رسانههای
رسمی با زبانی
مستقیم و
هشداردهنده،
به بررسی چنین
سناریویی
بپردازند. باید
خطر بالقوهٔ
سخن گفتن علنی
دربارهٔ تجزیه
ایران را به
دقت لحاظ کرد،
زیرا این
بیان علنی میتواند
بهتدریج
پذیرش و عادیسازی
این سناریو را
در ذهن افکار عمومی
و سیاستگذاران
ایجاد کند و
این روند خود
میتواند به
عاملی سیاسی
تبدیل شده و
بر گفتمان و
سیاستهای
غرب نسبت به
منطقه اثر
بگذارد. ۱- ریشهها
و پیشینهٔ
تاریخی ایدهٔ
تجزیهٔ ایران پیشتر،
نویسنده در
چندین نوشتار
و مقاله به
بررسی طرحها
و ایدههای
تجزیهٔ ایران
پرداخته است،
از جمله در
مقالههای:
«نگاهی به
بحرانهای
منطقهی «غرب
آسیا» در پرتو
گذار به «نظم
نوین جهانی»»
(در دو بخش) و
«تلاشهای
«غرب» برای
طراحی
خاورمیانه
بزرگ»ß
رسانههای
اسرائیلی و
روایت تردید
ترامپ در
برابر ایران رسانههای
اسرائیلی به
بررسی دلایل
عقبنشینی
دولت دونالد
ترامپ از حمله
نظامی به ایران
پرداختهاند؛
تصمیمی که با
وجود موجی از
تهدیدها و گزارشها
درباره نزدیک
بودن اجرای آن
اتخاذ شد. در این
چارچوب،
رادیوی ارتش
اسرائیل فاش
کرد که مقامهای
پنتاگون
نگران نبود توان
آتش کافی
آمریکا در
خاورمیانه
برای مهار پاسخ
احتمالی
ایران بودهاند.
به بیان دیگر،
هراس از
واکنشی که
مهار آن از
کنترل خارج
شود، عامل
اصلی تردید
واشنگتن بوده
است. وبسایت
«زمان
اسرائیل» نیز
نوشت مشکلی که
ترامپ با آن
روبهروست،
ساده و مقطعی
نیست. ترامپ تصور
میکرد میتواند
ضربهای قاطع
به ایران وارد
کند، اما
هشدارهایی دریافت
کرد که چنین
اقدامی ممکن
است او را
وارد درگیریای
گسترده و حتی
جنگی تمامعیار
کند. در
همین فضا،
اصطلاحی طعنهآمیز
در محافل
سیاسی و رسانهای
اسرائیل رواج
یافته که سایهاش
بر این بحران افتاده
است: «TACO»؛
مخفف عبارت Trump AlwaysChickens
Out. این
تعبیر به
الگویی
تکرارشونده
اشاره دارد که
در آن ترامپ
با رسیدن به
نقطه فشار
واقعی، عقب مینشیند.
منتقدان میگویند
این رفتار
دیگر یک لغزش
اتفاقی نیست،
بلکه نشانه
ناتوانی او در
فهم عمیق
بحرانها و پیچیدگیهایشان
است. با این
حال، ترامپ
تلاش کرد این
عقبنشینی را
بهعنوان
«موفقیت» جلوه
دهد. او از
طریق فرستادهاش
به
خاورمیانه،
استیو
ویتکاف، مدعی
شد که این
تصمیم به دلیل
آنچه «تعلیق
برخی اعدامها
و کاهش خشونت
در ایران»
خواند، اتخاذ
شده است؛
ادعایی که بیشتر
به توجیهی
سیاسی شباهت
داشت تا
تحلیلی واقعبینانه. این
روایت، بهروشنی
خوانشی سطحی و
گمراهکننده
از واقعیت را
نشان میدهد و
ناتوانی در
درک موازنه
واقعی قدرت را
عیان میسازد. از نظر
فنی نیز تهران
موفق شد
کارایی برخی
از مهمترین
ابزارهای
ارتباطی مورد
اتکای
مخالفانش را
مختل کند؛ از
جمله شبکه
ماهوارهای
استارلینک
متعلق به شرکتSpaceXکه بخشی
از زیرساختهای
پشتیبانی
اطلاعاتی و
فنی مرتبط با
پنتاگون بهشمار
میرود. در
نهایت، مقامهای
رسمی ایران
تأکید کردند
که کشور در
وضعیت آمادگی
کامل نظامی
قرار داشته و
هرگونه حمله
با پاسخی
گسترده و بدون
محدودیت روبهرو
میشد؛ پاسخی
که پایگاههای
آمریکا در
منطقه و
اسراییل را
هدف قرار میداد.
همین واقعیت،
ترامپ را به
هزینه سنگین
هرگونه تشدید
تنش و خطر
خروج آن از
کنترل متقاعد
کرد.
»دستور
صادر نشد»: پشتپرده
تصمیم ترامپ
برای حمله نکردن
به ایران
18. Januar 2026 von باراک
راوید صبح روز
چهارشنبه، دهها
نفر از مقامات
ارشد نظامی،
سیاسی و
دیپلماتیک در
واشنگتن و
سراسر
خاورمیانه
باور داشتند
که حمله
آمریکا به
ایران مسئله
چند ساعت آینده
است. اما تا
بعدازظهر
روشن شد که
دستور صادر
نخواهد شد و همه
چیز متوقف شده
است. این را
مقامهای
آمریکایی
گفتهاند. تصویر کلی در طول هفته
گذشته، رئیسجمهور
ترامپ تمایل
داشت از حمله
حمایت کند. اما
به دلیل کمبود
نیروهای
نظامی کافی در
منطقه،
هشدارهای
متحدانی
مانند
اسرائیل و
عربستان
سعودی،
نگرانی
مشاوران
ارشدش درباره
پیامدها و
اثربخشی
گزینههای
نظامی مطرحشده،
و همچنین وجود
یک کانال تماس
محرمانه مستقیم
با ایرانیها،
رئیسجمهور
هنوز ماشه را
نکشیده است. شرح روند
تصمیمگیری
ترامپ در ده
روز گذشته بر
اساس گفتوگو
با چهار مقام
آمریکایی، دو
مقام اسرائیلی
و دو منبع
دیگر آگاه از
مذاکرات پشتپرده
است. آغاز ژانویه:
ماجرا جدی میشود اگرچه ترامپ
در ۲
ژانویه
نخستین بار
تهدید کرد که
در صورت کشتار
معترضان توسط
رژیم ایران
مداخله خواهد
کرد، چند روز
طول کشید تا
دولت او
اعتراضها را
بهعنوان
لحظهای
بالقوه
سرنوشتساز
برای ایران
تلقی کند. بر پایه
اطلاعات
محدود
میدانی،
نهادهای اطلاعاتی
آمریکا در
ابتدا برآورد
کردند که اعتراضها
شتاب کافی
برای تهدید
جدی رژیم
ندارند. سازمانهای
اطلاعاتی
آمریکا دادههای
کافی درباره
گستره اعتراضها
و شمار کشتهها
در اختیار
نداشتند. اوضاع در ۸ ژانویه
تغییر کرد؛ زمانی
که اعتراضها
در تهران و
شهرهای دیگر
شدت گرفت.